
هر سال نزديكي هاي آذر كه ميشه يادم مي افته كه توي اين ماه تولدمه.به اين فكر ميكنم كه تولد ميتونه يه جور تحول باشه.چه تحولي؟نو شدن؟تازه به دنيا اومدن؟
آيا انسان فقط يكبار در زندگيش به دنيا مياد؟
از اون روزي كه يك نفر تصميم ميگيره دروغ نگه،دوباره به دنيا نيومده؟از روزي كه يك نفر تصميم ميگيره كلاه بردار باشه دوباره به دنيا نيومده؟
بگذريم.![]()
من هميشه سعي كردم كه از اون نوع اولي باشم.هر سال 28 آذر كه ميشه از خدا مي خوام كه بهم توفيق بده بتونم براي جامعه و خونواده ام مفيد باشم.
بتونم گره اي از كار كسي باز كنم.نمي گم قديس هستم.اما با تمام وجودم دوست دارم كه آرمانهايي رو كه درست هستند رعايت كنم و بهشون پايبند باشم.
جالب اينجاست كه هميشه بيشترين ضرر ها رو هم در زندگيم از همين ناحيه متحمل شدم.فكر مي كنيد براي نو شدن و متحول شدن چه كاري از همه بهتره؟چه جوري ميشه به سمت خوبيها و درستي ها پيش رفت؟عادت ندارم خودمو گول بزنم اما پيدا كردن يه راهي كه به اوج منتهي بشه ذهنمو به خودش مشغول ميكنه...
باز هم بگذريم.![]()
امسال چكار كنم؟چه تحولي بايد بوجود بياد تا يه انسان به اوج برسه؟
اكثر قريب به اتفاق خصوصيات آذر ماهي هارو دارم.البته به فال و اينجور چيزها عقيده ندارم اما اين مطالبي رو كه در مورد متولدین آذرخوندم ديدم كه اكثرشون درسته.![]()
به هر حال خواهش ميكنم از فرستادن هر گونه كادو هاي سنگين خودداري كنيد.![]()
متن هايي كه روي كادو ها مينويسيد به شدت عشقولانه باشه كه كلي ذوق كنم.![]()
هر كدوم ميتونيد چند تا كادو بياريد اصلا دريغ نكنيد.من با آغوش باز پذيراي همه كادو هاي خوبتون هستم.![]()
برام آرزوي موفقيت و سربلندي و از همه مهمتر پولداري كنيد تا بتونم از دعاي شما دوستان بالاخره اون جعبه خوشگلي كه توش دوتا هفت تير بود و يه كمر بند پليس و يه دستبند و مامانم سال 60 يا 61 براي يكي از دوستام كه تولدش بود خريد رو بخرم.
هر چند كه براي پسرم خريدم و خودمم كلي باهاش بازي كردم اما اگه مال خودم بود يه مزه ديگه اي داشت.![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
موفق باشيد
تولدم مبارك![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

وقتي پا در سرزميني ميگذاري كه سالها پيش كساني اينجا قدم گذاشته اند كه پر افتخارترين دوران قدرت و اقتدار ايران زمين رو توش رقم زدند،وقتي پا در مكاني ميگذاري كه ساليان گذشته درست در همين جايي كه تو ايستادي شاه ايران با همه غرورش مي ايستاده و نظاره گربرپايي آيينهايي بوده كه از اجدادش بهش به ارث رسيده و و قتي كنار تخته سنگهايي مي ايستي كه با نگاه دقيق به اونها متوجه ميشي اوج شكوفايي هنر در 2600 سال پيش در سرزمين تو بوده و تفكر به اينكه هيچ نقشي بي دليل ساخته نشده،چه كلمه اي به ذهنت ميرسه؟
...تنها يك كلمه و مطمئنم اگر هنوز يه كم غرور ايراني توي وجودت باشه به اين كلمه فكر ميكني:
عظمت
بايد كنار اين تخته سنگها باشي تا اونوقت اشك تو چشمات جمع بشه و حسرت بخوري كه ....






این لکه های سفیدی رو هم که روی این نقش برجسته با طرح بزکوهی (قوچ) می بینید
اصلا جای گلوله نیست.
اینو احتمالا داریوش کبیر یا خشیارشا شاه یا اردشیر اول یا دوم و یا داریوش دوم با
قلم و چکش زدن تا به حجارها یاد بدن چه طوری باید
از آثار مواظبت کرد.

اين هم آرمگاه داريوش كبير
پادشاهي كه بزرگترين افتخارات رو براي دولت هخامنشي به دست آورد و ايران در
زمان سلطنت او بزرگترين امپراطوري دنيا شد.

اينم ما هستيم.
وبلاگ ايكاروس هم يك ساله شد.
از روز اولي كه به توصيه وبلاگ سيندرلا تصميم گرفتم كه وبلاگي داشته باشم تا امروز كه اين مطلب رو براي شما مي نويسم يك سال ميگذره.توي اين يكسال دوستان بسيار خوبي پيدا كردم كه ميتونم بگم يه جورايي بهشون عادت كردم و اگه يه روز بهشون سر نزنم مدام احساس ميكنم يه گم كرده اي دارم.
پرديس عزيز:از اينكه تقريبا هر روز يه سري به من ميزني و پيام پر مهري ميگذاري ازت ممنونم.
آفتاب عزيز:هر وقت به وبلاگت ميام دريايي از شور جواني رو مي بينم.
مديكوي عزيز:هر چند كه استقلالي هستي اما هميشه منتظرتم تا بياي و نظراتتو بگي.هميشه از حضورت خرسند ميشم.
زهراي عزيز:حضورت هميشه مانند گرمي يك استكان چاي داغ پر از آرامشه.
قاصدك مهربان: نميدوني چقدر با دقت نوشته هاتو ميخونم.شايد چون توي وبلاگ و نظراتت نقطه هاي مشتركي رو با خودم پيدا كردم
مرتضي مهربان:توي هيچ كدام از نظرات و مطالب وبلاگت گره كوري نديدم.هميشه منتظر حضور سبزت هستم.
هلياي عزيز:تو از اولين كساني بودي كه به من سر زدي.هميشه بهت سر ميزنم.
سميراي عزيز:تو هم از اولين دوستان ايكاروس بودي.هيچ وقت ايكاروس رو تنها نگذار.
سپيده عزيزم:حرف تو كه ديگه ناگفتنيه.يادته به اندازه يه دوزاري بودي كه اومدي توي گروه سروش؟حالا براي خودت خانمي شدي دايي جون.با اينكه دير به دير آپ ميكني اما هميشه منتظرتم.
ماري عزيز:از اينكه از اونور دنيا مياي و به ايكاروس سلامي ميكني ازت صميمانه سپاسگزارم و از همين راه دور برات آرزوي شادكامي روز افزون ميكنم.
پارميداي مهربان: دست ترو هم از همين راه دور به گرمي ميفشارم و اميدوارم كه هر چه زود تر تصميم بگيري دوباره وبلاگت رو راه بندازي.هميشه منتظرتم.
و بالاخره ازهمه دوستاني كه ميان و سر ميزنن و ايكاروس رو قابل ميدونن و نظري ميدن يا اينكه هر از گاهي گشتي توي كوچه پس كوچه هاش ميزنن و اسمشونو فقط به دليل عدم حضور ذهن ننوشتم تشكر ميكنم.
همتون رو دوست دارم و براي همتون آرزوي سرافرازي، سلامت و خوشبختي ميكنم .
در پناه حق شاد و خرسند باشيد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

داشتم همينطوري توي اينترنت چرخ ميزدم.طبق معمول يا دنبال نمايشنامه يا دنبال راههاي گذاشتن آهنگ توي وبلاگ و خلاصه از اينجور كارها.توي سايتهاي مختلف كه ميگشتم،يه نكته اي توجه منو به خودش جلب كرد:
روزانه چهار ميليون تومان درامد داشته باشيد.(12كليك)
سفر به فضا(1كليك)
موسيقي متن سريال امپراطور دريا(6 كليك)
عكسهاي مهستي هنگام غسل دادن(548 كليك)
عكسهاي خفن از استخر زنانه در تهران(1390كليك)
عكس جيگرهاي ايراني( 1140كليك)
چرا بايد ذهن مارو از ابتذال پر كنن؟نه ببخشيد...چرا ذهنمونو با ابتذال پر مي كنيم؟
آيا نهايت استفاده ما از اين معجزه قرن(اينترنت) همين نگاه كردن به عكس دخترانيه كه مثلا توي يه جمع دوستانه روسري هاشونو برداشتند؟ واقعا اين عكس چقدر ميتونه جذاب باشه.اون زالويي كه اين عكسها رو ميگذاره بعد هم مينويسه عكس جيگرهاي ايروني..ميخواد چي رو ثابت كنه؟ميخواد چي رو نشون بده؟
تعداداين كليكها چه چيزي رو نشون ميده؟منكه فكر ميكنم اين عكسها خواهان دارن.و خواهان هاشونم اينقدر سبك مغز هستند كه دلشونو به اين چيزها خوش ميكنن و مي بينيد كه چقدر هم تعدادشون زياده.
اما چرا؟
چرا ما بايد اينطوري باشيم؟
چرا خودمونو از اين منجلاب كوته نظري خلاص نمي كنيم؟ شايد يكي از دليلهاش همين افرادي باشن كه با گذاشتن اين عكسها و اينگونه تبليغ كردن ،دارن مغز ما رو شستشو ميدن كه آرمانهامون تا اين حد نزول كنه.
متاسفم.

بالاخره آذر ماه رسيد.
مثل اينه كه شيراز گذاشته بود از اول آذر سرد بشه.از روز جمعه سرماي پاييزي خودشو نشون داد.سرماي ملايمي كه خبر ميده زمستان سردي در راهه.ماه آذر رو خيلي دوست دارم چون ماه تولدمه. اون روزهاي آخرش.بيست و هشتم اينا.نه نمي خواد شرمنده ام كنيد و كادو و از اينجور چيزها بفرستيد....![]()
چهار سال پيش يه روز كه داشتم از توي كوچه مون رد ميشدم وبا هدفون موبايل به راديو گوش ميدادم ،آهنگي رو پخش كرد با صداي استاد اسفنديار قره باغي بنام برف.اينقدر ملودي اين آهنگ به دلم نشست كه همونجا شروع كردم به نوشتن متن شعرش.حالا بعد از 4 سال بالاخره تونستم آهنگشو پيدا كنم .بدون هيچ معطلي دانلودش كردم.شعرش از شهرام مقدسي و آهنگش ساخته رضا رضويه.اهنگ با همون ملايمتي كه مخصوص بارش نرم و آرام برفه شروع ميشه و كلام هم با صداي گرم و پر طنين استاد قره باغي خودشو به رخ آهنگ ميكشه.اميدوارم كه بتونيد اين آهنگ رو گوش كنيد.
راستي هنوز شيراز برف نيومده.معمولا توي دي يا بهمن يه كوچولو برف مياد .فقط به اندازه اي كه شهر رو سفيد پوش كنه.![]()

