
این موضوع موضوعیه که باید با کمی احتیاط در موردش صحبت کرد.
نمیشه بیخودی کسی رو به خیانت متهم کرد.نمیشه برای خیانت معیار ساده ای در نظر گرفت
ما چه موقع کسی رو به خیانت متهم می کنیم؟
روح ما در مقابل موقعیت هایی که در رابطه با خیانت براش پیش میاد چه مسولیتی داره؟
چه تصمیمی می گیره؟
تا کجا ما خودمونو متعهد میدونیم که خیانت نکنیم؟
آیا این تعهد در مقابل کسی که به ما خیانت میکنه باز هم پابرجاست؟
من فکر میکنم خیانت یعنی دل به کس دیگه ای باختن
یعنی اینکه به کسی که به احساس ما احترام میگذاره دروغ بگیم
چقدر خیانت قابل گذشته؟
شما تا چه اندازه و اگر چه اتفاقي بيفته يك فرد رو خائن تلقي مي كنيد؟
در مقابل خائن چه عكس العملي نشون ميديم؟
اگر شما توي همون شرايط بوديد اينكار رو نمي كرديد؟
بسياري از زندگي ها به خاطراين از هم مي پاشه كه طرفين شناخت عميقي از همديگه
ندارن و هر رفتاري رو از سوي همديگه به خيانت تعبير مي كنن.
بعد از اينكه توي يه بحران پر شور شريك زندگيشونو انتخاب ميكنن
كم كم به اين نتيجه مي رسند كه بد هم نيست اگر عشق هاي ديگه اي رو هم تجربه كنن.
عنوان كردن اين موضوع كه تو يك خائني
بسياري از حريم ها رو ميشكنه و اون زندگي آماده پاشيده شدن از هم ميشه.
البته بعضي مواقع هم خيانت رو به معناي واقعي مي بينيم
اما به روي خودمون نمياريم.

وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت:
مگر خردی فراموش کردی که درشتی می کنی؟
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش چو دیدش پلنگ افکن و پیلتن
گر از عهد خردیت یاد آمدی که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی در این روز برمن جفا که تو شیر مردی و من پیرزن
سعدی![]()

سال نو مبارک
شیر گاو شکن
مطلبی رو میخواستم در مورد این تصویر براتون بگم که دونستنش خالی از لطف نیست:
در تخت جمشید در این نقش برجسته چهره شیر از روبرو نمایش داده شده است که این امر در حجاریهای تخت جمشید کم نظیر است.
بهترین تفسیر این نقش تفسیر نجومی آنست.
شیر یا برج اسد یکی از صور فلکی و گاونیز همان برج ثور است.
در حدود سال 500 قبل از میلاد ورود خورشید به برج ثور در وقت اعتدال بهاری
یا نوروز در تقویم کنونی جشن گرفته میشد.
نوروز به عنوان یکی از قدیمی ترین،باشکوه ترین،مقدس ترین،زیباترین و رسمی ترین جشن های ما ایرانیان از دیرباز تا الان برجامونده و خودشو از چنگ مغولها افغانها اعراب اروپاییها روسها عثمانیها و دیگران حفظ کرده.
برخلاف خیلی از رسوم دیگه که الان به دست فراموشی سپرده شدن
ویا فقط نامی از اونها به جا مونده.
چرا؟
چرا نوروز تا الان دوام آورده؟
شاید به خاطر ترویج آیین مهر ورزیه که در این جشن به قوی ترین شکلی خودشو نشون میده.

حالا ما چقدر از میراث نیاکانمون دفاع میکنیم؟
چقدر سعی میکنیم با متحول شدن زمین دلهامون رو هم متحول کنیم.
بیاییم به جای فکر کردن به جنبه شعاری قضیه به اصل اون فکر کنیم.
به اونهایی که نوروز گذشته بودن و الان زیر خاک به خواب ابدی فرو رفتن.
آیا اونها دلشون نمی خواست که نوروز امسال رو هم با عزیزانشون باشن؟
چرا الآن نیستند؟
شاید نوروز 88 روهم ما نبینیم.مثل اونهایی که 86 بودن و 87 نیستند.به همین راحتی .
شاید خوب باشه که کینه هامونو دور بندازیم و با دلی سرشار از مهر
با دوستان و خانواده مون سال نو رو آغاز کنیم .بیاییم مهر و مهربانی رو تمرین کنیم.
نباید اونقدر ها که به نظر میاد سخت باشه.
فکر میکنم اگر برای لحظه ای تمام نیرومونو جمع کنیم و به این فکر کنیم که
ارزش دلمون بیشتر از اونیه که بخواهیم با کینه و نفرت پرش کنیم،
ممکنه که تصمیم بهتری بگیریم.
به این فکر کنیم که اگر با اونهایی که ازشون دلخور هستیم یا ازمون دلخور هستند
آشتی کنیم چه اتفاقی می افته؟
هیچ
امتحان کنید.
چنان آرامش توام با غروری بهمون دست میده که با خودمون میگیم
ای کاش زودتر به این فکر افتاده بودیم.

سعدی می فرماید:
|
برآمد باد صبح و بوی نوروز |
|
به کام دوستان و بخت پیروز |
|
مبارک بادت این سال و همه سال |
|
همایون بادت این روز و همه روز |
|
چو آتش در درخت افکند گلنار |
|
دگر منقل منه آتش میفروز |
|
چو نرگس چشم بخت ازخواب برخاست |
|
حسدگو دشمنان را دیده بردوز |
|
بهاری خرمست ای گل کجایی |
|
که بینی بلبلان را ناله و سوز |
|
جهان بی ما بسی بودست و باشد |
|
برادر جز نکونامی میندوز |
|
نکویی کن که دولت بینی از بخت |
|
مبر فرمان بدگوی بدآموز |
|
|
| |
|
|
|
|

آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد
صبح امید که بد معتکف پرده غیب گو برون آی که کار شب تار آخر شد
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل همه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز قصه غصه که در دولت یار آخر شد
ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد
در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را شکر کان محنت بیحد و شمار آخر شد

ادامه مطلب...

