تبليغاتX
ایکاروس

بالاخره تصویب شد...

تمرین

دوروز پیش از اداره کل ارشاد اومدن و کارو دیدن.بعد که متوجه شدن از نظر اخلاقی!!!!!!!!

مشکلی نداره و ازنظر فنی هم مورد تایید هست کار رو قبول کردن و قرار شد کار در اسرع وقت بره

 برای اجرا.

برق رفته بود و با نور شمع تمرین کردیم

از مشکلات تمرین گذشتیم.حالا چند تا از مشکلاتی رو که برای اجرا پیش رو داریم براتون می نویسم:

اول از همه..... تبلیغات.....تهیه پوستر، بروشور، تراکت، بیلبورد، استند و بستن قرارداد با اسپانسرها به

 شرطی که حالا که موقع عمل شده زیر قولشون نزنن.

بعد نوبت دکوره.

چون اینکار اولین کار عروسکی گروه نمایش سروش هست و تجربه ای برای طراحی دکور عروسکی

نداشتم با مشکلاتی برخورد کردم که با همفکری دوستان برطرف شدو حالا موقع ساخت دکوره.

دکور روی یه میز ساخته میشه که ساختن میز با اون مشخصاتی که من میخوام کار هر کسی

نیست و نجارهایی هم که بتونن اینکارو بکنن یه مقداری دندونشون گرد میشه.وسائل ساخت دکور رو 

گرفتیم و باید توی یکروز اونو بسازیم.تقریبا همه چیز

برای دکور زدن آماده شده.

نمیدونید...نمیدونید ساختن دکور چه لذتی داره.بچه ها هر کجا که باشن توی روز دکور میان و هر کدام

حتی اگه شده یه میخ بکوبن،اینکارو انجام میدن.اونروز پر از خاطره های خوب میشه.هر سال همینطوره.

مسئله بعدی ضبط آهنگها با آخرین تغییرات و اصلاحاته که باید گروه با  آهنگهای اصلاح شده  هم تمرین

 دیگه ای داشته باشه.

بعد از اون نصب پروژکتورها و نورهای موضعی و رنگیه.تا الان سالنی که قراره توی اون اجرا بریم  فعلاهیچ

گونه امکاناتی نداره.نه آمپلی فایر نه نور نه اتاق تعویض لباس نه قفل و بند .... که البته  تا موقع اجرا همه

 اینها آماده میشه ..تازه از هشت و نیم شب به بعد هم آقایون انجمن ان ای میان و باید سالن رو

 بهشون تحویل بدیم.

                                                 

                          تابلوی انجمن NA                                                                      

خب چه میشه کرد.باید یه دستگاه صوتی خوب تهیه کنیم که بتونه صدا رو به خوبی تا آخر سالن

برسونه.البته سالن بزرگی نیست اما همهمه بچه های تماشاگر باعث میشه که انتقال صدا کمی با 

مشکل مواجه بشه.یکی از عروسک گردانها بخاطر استخدام توی یه شرکت از ادامه همکاری با گروه

معذور شد که الان هنوز جاش خالیه و بازیگر نقش دیو هم که تنها کسی بود که عروسک

نبود و در صحنه دیده میشد

به دلایلی رفت و باید بجای اون بازیگر دیگه ای رو جایگزین کنم.بازیگرش رو پیدا کردم .اما چون کنکور داره

گفته بعد ازکنکور (جمعه) میام.

به هر حال امیدوارم که کار خوبی از آب دربیاد و خانم مرضیه محبوب هم که نویسنده این کار هستن از

 کار راضی باشن.

سالنی که قراره اجرا بریم توی پارک آزادیه.اونروز بعد از اینکه گفتن کار تصویب شده و میتونید اجرا بذارید

 همه شاد و خوشحال بیرون اومدیم و با هم توی پارک حرف می زدیم و می گفتیم و می خندیدیم که

 ناگهان.....

گشت گرفتمون.

کی هستید؟؟؟ اینجا چکار می کنید؟؟؟ این خانمها باشما چه نسبتی دارن؟؟؟ و از اینجور سوالها.بعد

کارت شناسایی پدر بزرگهای گروه رو که دیدن و البته آرین رو که داشت بازی میکرد،فهمیدن که ما از

اوناش نیستیم و رخصت دادن که به کارمون ادامه بدیم و کماکان تجمع بیش از دو نفر داشته باشیم.

سالن...

نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387  توسط مهران  | 


 

     تعصب

 

  گاهی اوقات ما از خودمون رفتار و شخصیتی رو به مردم نشون میدیم که دیگران برای اینکه به اون خطوط قرمزی که ما درباره خودمون براشون تعریف کردیم نزدیک نشن هزار و یه جور ترفند رو به کار می برن.

واضح تر می گم:

من توی جمع دوستانم خصوصیاتی از خودم رو بیان می کنم و برای بعضی مسائل جوری خط و نشون می کشم و عقایدمو به گونه ای بیان میکنم که دیگران مواقعی که با من هستند احساس آزادی نمی کنن و مدام مواظب این هستن که چیزی نگن که من جبهه بگیرم و مایه دردسرشون بشم.اونم چه دردسری؟؟دردسری که اونها باید برای برطرف کردنش ساعتها توضیح بدن که اینجوری که من فکر می کنم نیست.

این مسئله از دو چیز ناشی میشه:

اول اینکه روی مسئله ای چنان تعصب بیخودی از خودم نشون بدم که برای اطرافیان آزار دهنده بشم.به عنوان مثال نظرم رو در مورد چت اینجوری بیان میکنم که چت بده.

حالا هر چی هم که دیگران بگن که اگر تو ذهنت خرابه و نمیتونی بفهمی که چه جوری فکر کنی این دیگه مشکل توئه.باید چشمهاتو بشوری و جور دیگه نگاه کنی.اگر کسی چت می کنه الزاما به دنبال برقراری ارتباط نامعقول با جنس مخالفش یا هر چیزی که تو فکر می کنی بده نیست.اما تو هی میگی چت بده، بده، بده.خب بیا ببین .لااقل بخون که چی داره نوشته میشه؟باز میگه بده.

این تعصب کورکورانه و بی منطق ماست که باعث میشه اطرافیان برای حفظ خیلی از چیزها به سلاحی متوسل بشن که بهش میگن دروغ.

مورد دوم شک و به دنبال اون تهمت و متهم کردن دوستامون به اقدامات ناپسنده.

وقتی که درمورد همه چیز به ویژه دوستامون فرض اول رو بر این بذاریم که:

(همه می خوان به ما کلک بزنن مگر اینکه عکسش ثابت بشه)

 اونوقته که خیلی از آدمها رو ناخودآگاه از دست میدیم،بدون اینکه خواست قلبی ما باشه.کافیه که این پیش فرض رو عوض کنیم.لااقل در مورد دوستان و نزدیکانمون.چرا باید کسی به ما دروغ بگه؟؟؟

به نظر من یکی از مهمترین دلیل های درو غی که به ما گفته میشه ترس هست.نه از تنبیه.بلکه ترس از جار و جنجالی که به راه میندازیم که البته این جار و جنجال به خاطر نوع تفکر خشک ماست که سالها روی اون تجدید نظر نکردیم.و نیز همون توضیحاتی که باید داده بشه که اینجوری که من فکر می کنم نیست.

اگر هر سال سعی کنم افکارمو بررسی کنم و با پیشرفت تکنولوژی همگام بشم و روی عقایدم تجدید نظر کنم  شاید کمتر باعث آزار و اذیت دوستانم بشم.اینو برای این گفتم چون پیشرفت تکنولوژی و عدم هماهنگی با اونه که باعث خیلی از نابسامانیها و اختلافات توی خونواده ها میشه.کامپیوتر، اینترنت، موبایل، ماهواره وسائل ارتباط جمعی و ... از این قبیل هستند.اینها اومدند اما فرهنگشون نیومد.

یادم میاد روزی که ویدئو خریدیم ،اونو گذاشتم توی یه ساک دستی پارچه ای و از توی کوچه پس کوچه ها آوردمش خونه تا یه وقت کسی نبینه.اما حالا چی؟؟حالا هم داشتن ویدئو جرمه؟ماهواره هم همینطور.

یه زمانی افتخار دختران موقع ازدواج این بود که صورتشون رو آفتاب مهتاب ندیده باشه.حالا این امر نه تنها ارزش نیست بلکه یه ضد ارزشه و دختری که اینجوری باشه میگن حتما یه مشکلی داره.

نمیدونم تونستم درست منظورمو برسونم یانه!!!

 

تعصب

نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387  توسط مهران  |