هنگامی که اسکندر مقدونی به قصد فتح دنیا به سمت مشرق زمین حرکت می کنه،داریوش سوم هخامنشی به گمان اینکه این جوانک مقدونی نمیتونه خطری برای شاهنشاهی بزرگ ایران باشه اونو جدی نمی گیره و به طور جدی با اون مقابله نمی کنه.
پس از چند اشتباه بزرگ تاکتیکی داریوش شکست می خوره و خانواده اش به دست اسکندر اسیر میشن.داریوش طی سه نامه به اسکندر پیشنهاد میده که تمام سرزمینهایی که تا حالا گرفتی مال خودت،دخترم رو به عقدت در میارم،هزاران کیسه طلا بهت میدم،پسرم هم اسیرت باشه به شرطی که دیگه از این جلوتر نیای.
اسکندر قبول نمی کنه و بالاخره داریوش در حوالی دامغان به دست افراد خودش کشته میشه.اسکندر سال بعد با دختر داریوش ازدواج می کنه.یک ازدواج سیاسی.
ایران در این جنگ بسیاری از سرداران خودش از جمله
آریو برزن،مهرداد، اسپرداد، رادمهر،روشاک و غیره رو از دست میده.
موضوع نمایشنامه رکسانا ،حال و روز دختر داریوش پس از شنیدن پیشنهاد پدرش به اسکندر است.قرار گرفتن در این دوراهی که آیا با اسکندر ازدواج کنم و یا با او به نبرد برخیزم.
همونجوری که میدونیم دختر داریوش در موقعیتی نبوده که بتونه اظهار نظری بکنه.اما من از زاویه دیگه ای به این ماجرا نگاه کردم.با هدفی که در پست قبلی بهش اشاره کرده بودم.
باز بینی برای جشنواره یک ماه عقب افتاده.و این فرصت بسیار خوبی برای تمرین بیشتره.

این نمایشنامه سه تا بازیگر داره.رکسانا ،مادرش و مازه نامزد رکسانا.

گاهی اوقات در مقابل این نمایشنامه با وجوداینکه نوشته خودم هست کم می آرم. نمیدونم چه حرکتی برای فلان دیالوگ مناسبه.نمیدونم در یازدهم و دوازدهم فروردین سال 85 چه اتفاقی برای من افتاده که چنین نمایشنامه ای نوشتم.
افرادی رو که صاحب نظر هستند برای دیدن وضعیت تمرین ها دعوت می کنم تا در مورد بازی بچه ها و شیوه کارگردانی و میزانسن ها نظر بدن.

این روزها هرجا که میرم به داریوش سوم ، آریو برزن، مازه، اسکندر، رکسانا ، مادرش و همه آنهایی که در این نمایشنامه حضور دارن فکر میکنم.باهاشون حرف میزنم.و با من حرف میزنند.
گاهی اوقات برای طراحی یک حرکت یا میزانسن یک روز تمام فکر می کنم.گاهی برای تغییر یک جمله ساعتها متن رو زیر و رو می کنم.
هنوز طرح خاصی برای دکور و موسیقی ندارم.
از اینکه می بینم بچه ها با عشق و علاقه مطالب تاریخی رو دنبال می کنن و برای این نمایشنامه به سختی تلاش می کنند احساس غرور می کنم.
با بچه ها به تخت جمشید رفتیم و به داریوش سوم هخامنشی سلام کردیم.

امیدوارم که کار به جشنواره راه پیدا کنه.

