تبليغاتX
ایکاروس

داشت فیزیک میخوند.صفحه 23 بود.22 اسفند .تولد حضرت مهدی .19سال پیش بود.16 سالش بود.ساعت 9 صبح رو نشون میداد.طبق معمول یک صفحه درس میخوند ،یک ساعت خیال پردازی می کرد.تلفن زنگ زد.دوستش رضا بود.

-         سلام رضا.چطوری؟

-         سلام

-         چته؟

-         هیچی...بابات مرد.

-         چی؟

-         بابات مرد

-         مسخره...شوخی بی مزه ای بود.خداحافظ

-         خداحافظ

***************

به اتاقش رفت....کمی درس خوند...ساعت نه و ربع شد.تلفن دوباره زنگ زد....رضا بود...

-     چی میگی؟

-    جدی گفتما!!!!

-    چه جوری؟

-    نمیدونم ...منم شنیدم.خداحافظ

**************

بابا و مامانش  مسافرت بودن.این دلش رو بیشتر شور می انداخت.از هیچ طریقی به اونا دسترسی نداشت.با خودش گفت خبر بد رو که اینجوری نمیدن.حتما شوخی بوده.

هر چی دعا بلد بود خوند.هرچی تونست نذر و نیاز کرد.از اونی که تولدش بود خواهش کرد.

تا غروب هیچی به برادر و خواهرهاش نگفت.

***************

غروب مادر اومد...

از مادر پرسید:

-         بابا کجاست؟

-         گذاشتیمش سردخونه...

 وخانه از صدای ضجه در هم پیچید.یا صاحب الزمان

-         نشست...

      ********************************************************

*********************************************************************

در مورد پست قبلی و عکسی که گذاشته بودم باید بگم که فقط دوست عزیزم (علی)

به دنبال چراغی درست گفته بود.

این پیرزنی رو که می بینید خدمتکار مخصوص محمد رضا شاه هست که انقلابیون دارن برای تحقیر اونو توی شهر میدوانند.جرمش رو نمیدونم چی بوده.ببخشید...

******************************************************

گروه نمایش سروش به زودی به ثبت می رسه و از اون به بعد نحوه عضو گیری و کارهایی که توی گروه انجام میشه متفاوت میشه..سعی من بر اینه که سطح علمی بچه ها رو بالا ببرم و در حوزه تئاتر با اقتدار بیشتری ظاهر بشیم.

****************************************************

15 اسفند ماه نمایشنامه  قرمز و دیگران نوشته آقای محمد یعقوبی به عنوان آخرین برنامه نمایشنامه خوانی در سال 87 اجرا شد .امسال تنها سالی بود که سه کار نمایشی ارائه دادم.

ماه پیشونی...یک دقیقه سکوت ...قرمز و دیگران.

                                  تمرینهای ماه پیشونی

تمرین ماه پیشونی       تمرین ماه پیشونی

                                            

                  اجرای نمایشنامه خوانی قرمز و دیگران

نمایشنامه خوانی قرمزو دیگران

                             اجرای نمایشنامه خوانی یک دقیقه سکوت

               

یک دقیقه سکوت  یک دقیقه سکوت

البته نمایشنامه رکسانا رو هم  برای جشنواره نمایشنامه نویسی  ارائه داده بودم که در استان چهارم شد.

به هر حال سال 87 سال بسیار پرکاری برای گروه بود.

جمعه 23 اسفند ماه هم که آخرین جمعه سال هست طبق روال هر سال همه اعضای گروه یه جا جمع میشن و ساعتی رو به پیاده روی میگذرونن.

 *******************************************************

(((به اینجا هم سری بزنید)))

این آخرین پست در سال ۸۷ بود.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387  توسط مهران  |